آب و خواص آب

هزاران هکتار از این تالاب میتواند از جریانهای بازگشتی و تلفات حاصل از انحراف آب ادوات سنتی آبیاری و همچنین جریانهایی که از غرب و شمال وارد این تالابها میشوند استفاده نمایند. بنا بر آنچه در گزارش رأی کمیسیون دلتا در خصوص نیاز زیستمحیطی هامونها ارائه شده است، مشخصاً در سال 1951 آب ورودی به هامونها و نیاز زیستمحیطی این تالابها تلفات پنداشته شدهاند؛ زیرا آب ورودی به تالاب از دسترس خارج میشود و از منظر اعضای هیأت این کمیسیون، عدم استفاده مستقیمِ آبِ تالاب توسط انسان تلفات به حساب آمده است؛ اما بند 161 گزارش این حکمیت اشاره داشته است که بخشی از نیاز زیستمحیطی هامونها از جریانهایی از سایر رودخانههای حوضه آبریز هیرمند نظیر فراهرود و هاروترود، تأمین میگردد.

به همین خاطر باید سیاستهای ایران در قبال افغانستان برنامهریزی شده و هوشمندانه باشد. دریاچه هامون متشکل از سه دریاچه کوچک تر است به نام های هامون سابوری که در مرز ایران و افغانستان قرار دارد ، هامون پوزک که بیشتر ان در خاک افغانستان و هامون هلمند که در خاک ایران واقع شده است . کاهش و افزایش سطح دریاچه منجر به جابهجایی مداوم مردم میشود. از اواخر سال 1370 هجری شمسی و با کاهش نزولات آسمانی ، استفاده های غیر حرفه ای از آب هامون و ساخت سیل بند و سدهای انحرافی از جمله سد کجکی و کمال خان در افغانستان هر سال میزان ورودی آب به ایران کاهش یافت به طوری که منجر به خشک شدن دریاچه بزرگ هامون ( هفتمین تالاب بزرگ جهان ) شد.

تالاب بینالمللی هامون هفتمین تالاب جهان و سومین دریاچه بزرگ ایران در استان سیستان بلوچستان واقع شده است . رود کارون به طول ۹۵۰ کیلومتر که طولانی ترین رود ایران نیز محسوب می شود، از زردکوه در استان چهارمحال و بختیاری و رود دز سرچشمه می گیرد. سرچشمه این رود را که ۱۸۰ کیلومتر طول دارد، میتوان ارتفاعات جنوب شرقی شهرستان منوجان دانست. در ارزش فرهنگی تالاب هامون میتوان به اهمیت مذهبی، تاریخی و فرهنگی- اجتماعی اشاره کرد.

در این فیلم خواهید دید: «خانواده بی دندانبالها برای سفر به یک جزیره تفریحی سوار قطار دایناسور میشوند. مجموع این دو منبع، برای حفاظت این دریاچهها از تبخیر کافی است. هر میزانی بیش از این حدود 680 میلیون مترمکعب در سال توسط کانالها تلف میشود و “جریانی که به دریاچهها منتقل میشوند استفادهای ندارند” و در هوا تبخیر میشوند و از دسترس خارج میگردند. از اینرو، ساخت سد (نظیر سد بخش آباد بر روی رودخانه فراه) بر روی سایر رودخانههای حوضه آبریز هیرمند که یک منبع حیاتی برای تالابهای هامون میباشند و مانع از ورود حقابه زیستمحیطی این تالابها میگردند برخلاف مبانی رأی کمیسیون دلتای رودخانه هلمند است (که مورد پذیرش کشور افغانستان بوده).

گذشته از اهمیت آب برای حیات ساکنان 5 هزار ساله سیستان بزرگ و هیرمند، تالابهای بینالمللی هامون دارای ارزش اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیستبومی و حیاتی هستند. مسوولیت دو کشور برای حفظ حیات انسانی و زیستمحیطی منطقه از جمله تالابهای بینالمللی هامون به عنوان تعهدی عرفی، بینالمللی و مشترک همواره بر عهده دو کشور کرانهای این حوضه است. نکته مهم و قابل توجه در حوزه مسائل هیدروپلیتیک حوضه آبریز هیرمند آن است که افغانستان علاوهبر سدسازیهای گسترده بر روی رودخانه فرامرزی هیرمند (نظیر سد کمال خان و فاز تکمیلی سد کجکی)، در حال احداث سدهای جدید بر روی سایر سرشاخههای حوضه آبریز هیرمند از جمله خاشرود است که نقش بسزایی در حیات سیستان و تالابهای هامون دارد اما شامل قرارداد و معاهده 1351 مشترک ایران و افغانستان نمیشوند.

طبق برخی مطالعات صورت گرفته، احداث این سد و توسعه زمینهای کشاورزی این حوضه میتوانند میزان آب قابل استحصال رودخانه فراه در پاییندست را حداقل 25 تا 51 درصد کاهش دهند. زیرا ذات بستر از مصادیق مالکیت عمومی بوده و حتی در صورت داشتن اسناد رسمی مالکیت توسط اشخاص یا دستگاههای اجرایی، شرکت آب منطقه ای می بایست در دادگاه صالحه نسبت به ابطال اسناد مالکیت اقدام نماید. سد پاشدان در صورت بهره برداری تاثیر زیادی بر حوضه ابریز به ویژه در شمال شرق کشورمان خواهد داشت . تنش ایران و افغانستان درخصوص چگونگی تقسیم و بهره برداری از آب هیرمند، قدمتی در حدود 130 سال دارد.

پیش از این هیات های دو کشور ایران و افغانستان با سفر به پایتخت ها، زمینه های بهره وری ایران از حق آبه قانونی رود هیرمند که چندین دهه بود اجرایی نشده بود فراهم کرده بودند. حرف ما را به گوش مسئولان برسانید. 16- نیروی کشش زمین در چه کارهای دیگری به ما کمک می کند؟ آنچه امروز از سوی برخی بنگاههای خبرپراکنی درباره کمکهای مالی تهران به دولت طالبان نیز مطرح است هم در این پازل بوده و اساس و پایه منطقی ندارد؛ زیرا تهران در شرایط اقتصادی مثبتی نیست که بخواهد اقتصاد خود را تحت تأثیر خروج دلار و یا هرکالای دیگری قرار بدهد .

شرایط را تشدید می نماید. دو کشور در سال 1351 معاهده ای به منظور چگونگی تقسیم آب رودخانه هیرمند امضا کردند که افغانستان در ابتدا به واسطه کودتا و مشکلات داخلی، نتوانست آن را به تصویب رساند و سال ها بعد که آن را تصو یب کرد به بها نه خشکسا لی و فراهم نبودن شر ایط میدانی، از اجرای آن سر باز زد ، به گونه ای که می توان ادعا کرد معاهده مزبور گره ای در مسیر احقاق حق ایران باز نکرده است.

تدوین اساسنامه پیگیری حقابه رودخانه هیرمند بهمن سال ۹۹ بین ایران و افعانستان به امضا رسید و با وجود این، هنوز خبری از حقابه ایران نیست. درباره مسائل حل نشده در روابط دو کشور پروندههایی مانند اختلاف بر سر حقابه رودخانه هیرمند نیز وجود دارد که باید از طریق گفتوگو و سیاست حسن همجواری حل و فصل شود. به همین دلیل است که رهبران افغانستان در برخی ادوار به طور جدی حقابه ایران از رودخانه هیرمند را رعایت نکرده اند. این رودخانه با نام کردی و فارسی سیروان و نام عربی نهر دیالی به عنوان طولانی ترین رودخانه کردستان و با آبدهی 2700 میلیون متر مکعب در سال پنجمین رودخانه داخلی پرآب ایران به شمار می رود.

امروز هر چند با وضعیت جدیدی در افغانستان روبهرو هستیم اما وجود فاکتورهایی مانند مرز مشترک نزدیک به هزار کیلومتری، نزدیکیهای فرهنگی و زبانی و وجود دوستانی در این خطه جغرافیایی که به جمهوری اسلامی نگاه ویژه داشته و از سوی دیگر سرنوشت آنها برای ما مهم است، سبب شده نشود راحت از کنار آن عبور کرد. حمل و پاكسازی مواد زائد حاصل از متابولیسم درون بدن مانند اوره و دی اكسید كربن.

دیدگاهتان را بنویسید