احداث سازههای خاکی، مانع ورود آب هیرمند به ایران

دولت جمهوری خلق تضمین میده که اونها می تونن به محض رسیدن به سرزمین مادری، زندگی تازه ای بنا کنن. ما رفاه اونها رو تضمین میکنیم ” (۳۱ـ ۲۶). اما دغدغه ای که ماهیگیران و دوستداران ماهیگیری همواره با آن رو به رو هستند، پیدا کردن مکان مناسب و عالی برای ماهیگیری است، جایی که هم ماهی های مختلفی برای صید داشته باشد و هم محیط زیبا و دلنشین برای استراحت و داشتن یک آخر هفته خوب. شاید در نگاه اول افزایش بارندگی و کاهش میزان جریان رودخانه چندان منطقی به نظر نرسد اما با موشکافی بیشتر ملاحظه میشود که پارامتر بارندگی علیرغم افزایش سالانه، در ماههای مربوط به فصول زمستان و پاییز دارای کاهش است.

پدر اهل کره ی شمالی و مادر، ژاپنی بوده است. خانواده ی “ایشیکاوا” به اشاره ی پدر کره ای، زیر تأثیر این آوازه گریهای دروغ، مانند هزاران کره ای دیگر و به شوق زندگی در “مدینه ی فاضله” ای به نام “کره ی شمالی” با کشتی عازم این کشور می شوند. نخستین فصل از پدر و مادر “ایشاکاوا” میگوید. حالا میفهمیدم که مادر بزرگ و اقوام مادرم در باره ی کره ایها اشتباه فکر میکرده اند.

درست است که آنها بابت تاریخچه ی استعمار کره ایها به دست امپراتوری ژاپن عذاب وجدان داشتند، ولی این عذاب وجدان نه تنها به قوه ی تعقّلشان کمکی نکرده بود، بلکه افکار آنها را تحت تأثیر قرار داده و تفکر انتقادی را به محاق برده بود و عجیب این که آنها هنوز هم کمونیسم را مسیری برای نیل به آرمانشهر بشری میدیدند. لباسهایشان، کفشهایشان و هر چه به تن داشتند، نشان میداد که این ساکنان بهشت، بی نهایت فقیرتر از آن چیزی هستند که ما در طول زندگی فلاکتبارمان در ژاپن از سر گذرانده بودیم . سیاست جذب کره ایها تا سال ۱۹۸۴ ادامه یافت و مهاجران شیفته سارانه با پای خود به باتلاقی میرفتند که کسانی چون “ایشیکاوا” پس از سی سال زندگی نکبت بار و حتی تجربه ی یک بار خودکشی ناموفق (۱۲۲) به خاطر گرسنگی مفرط، تنها به گونه ای معجزه آمیز می توانستند از آن بگریزند.

آ. دوم” ((Kim K. A. Doom ـ که فصلی در مطالعات آسیایی ـ آمریکایی است و در سال ۲۰۱۵ در صد صفحه انتشار یافته است ـ و چند منبع دیگر، این روایت رمان گونه را از دیدگاه “ایده ئولوژی” حاکم بر نظام سیاسی کره ی شمالی مورد بررسی قرار دهم که به شدت فراگیر است. کیم ایل سونگ در سخنرانی اش در تاریخ ۸ سپتامبر ۱۹۵۸ ـ که ما آن را از رادیوی مدرسه شنیدیم ـ کلی از کره ی شمالی تعریف کرد: ” هموطنان ما در ژاپن بی بهره از از هر گونه حق و حقوق انسانی، زندگی میکنن و همواره با اونها تبعیض آمیز رفتار می شه و به همین خاطر در فقر به سر می برن و میخوان به مملکت مادریشون برگردن.

فقر ما ناشی ازتبعیض نژادی بود. به مرور، همه شان تبعیض نژادی را به خشونت گره میزدند. شخصیت اصلی رمان “ماساجی” بخشی از رغبت به مهاجرت را در اِعمال سیاست تبعیض نژادی “ژاپن” میداند که در همه ی سطوح حیات اجتماعی این کشور نمود می یافت. “رودخانه ی تباهی: فرار از کره ی شمالی” با عنوان اصلی (A River in Darkness: One Man’s Escape from North Korea) بخشی از “خود- زندگی نامه” (Auto- biography) ی نویسنده ی ژاپنی “ماساجی ایشیکاوا” (Masaji Ishikawa) است که نخستین بار در سال ۲۰۰۰ به زبان اصلی انتشار یافت و “ریســـا کوبایاشی” (Risa Kobayashi) و “مارتین براون” (Martin Brown) با ترجمه ی آن به زبان انگلیسی در سال ۲۰۱۸ بر ارزش و اعتبار این اثر افزودند.

کشور را برمی انگیزد تا بخشی از جمعیت دو میلیون و چهارصد هزار کُره ای مقیم این کشور در “ژاپن” به زاد بوم خود بازگرداند. گام دوم برای مهاجرت به زاد بوم، جاذبه ها و مواعید دروغینی است که رهبری کشور به یاری آن میکوشد نیروی انسانی لازم را برای ساختمان سوسیالیسم در کشور خود فراهم آورد. در مدرسه به ما یاد میدادند که کیم ایل سونگ پادشاهی است که کره را از چنگ استعمار آزاد کرده است. پس از جنگ جهانی دوم، ژاپن از دو و نیم میلیون زندانی کره ای ـ که با خود آورده ـ به عنوان نیروی کار بهره جویی میکرده که نمی توانسته اند به کشور خود بازگردند و دولت استعمارگر ژاپن از این نیروی کار رایگان، به شدت استفاده کرده است.

بازگشت هزاران کره ای به خانه به عنوان پیاده نظام، چیزی نبود جز هیزمی برای آتش آرمانگرایی دیوانه وار کیم ایل سونگ. شاهین محله ای نسبتا نوساز است و از نظر فضای سبز ، مراکز خرید و همچنین دسترسی به سایر مناطق تهران وضعیت خوبی دارد. آبنیک با دارا بودن آب و هوای سرد و ییلاقی، حاشیه سرسبز رودخانه کلارود و دامنه های گسترده کوههای اطراف همه ساله بخصوص در فصول بهار و تابستان پذیرای گروه گردشگران از تهران و سایر نقاط کشور است. همشاگردیهای من اغلب موقع بازی در خارج از مدرسه با ژاپنیها درگیر می شدند.

اکثر بچه های آن مدرسه، مثل من خانواده ای فقیر داشتند. مهاجران کره ای، ضعیفترین قشر جامعه ی ژاپن بودند و وضعیتی که تا پیش از این کم و بیش آنها را به زحمت می انداخت، حالا خیلی از خانواده ها را دچار بحران کرده بود. جامعه ی کره ایهای مقیم ژاپن و رسانه های جمعی، به یک اندازه در این ماجرا مقصرند. فصل دوم رمان از زمانی آغاز می شود که بحرانی اقتصادی در میانه های دهه ی ۱۹۵۰ در ژاپن به وجود می آید و عرصه را بر کره ایهای مقیم این کشور تنگتر می کند.

تهران سوئیت قصد دارد در این مطلب شناخت شما نسبت به جاهای دیدنی اطراف تهران در پاییز، یهار، زمستان و تابستان را افزایش دهد. تغییرات فصلی در شدت و درصد آلودگی نشان دادند و با افزایش درجه حرارت معمولاً شدت آن بیشتر شده است (29). تحت تأثیر دمای بالا آزاد شدن سرکر از میزبان حد واسط حلزون افزایش می­یابد و چون این دما متناسب با فصل­های بهار، تابستان و اویل پاییز است که پیک آزاد شدن سرکرها در آن زمان میباشد، درنتیجه ماهیان بیشتری در این زمان مبتلا به این انگل می­شوند.

به حتم سبزبودن و وجود این همه زیبایی در این روستا مدیون جریان شریان حیات است. معلمان ما هم از سرِ درماندگی این شعارها را باور میکردند . سومین فصل رمان، به توصیف هراس آور نویسنده از وضعیت زندگی در یک کشور ایده ئولوژی زده، فقیر، سنتی، آدمکش و عقب افتاده اختصاص دارد؛ کشوری که مردمش هم زیر تأثیر آموزه های جهنمی حزب، اندک اندک منش انسانی خود را از دست داده اند و به رُباتهایی دست آموز و بی اختیار تبدیل شده اند که حاضر نیستند حتی لحظه ای در باره ی سرنوشت تباه خود بیندیشند و چاره ای بجویند تا دست کم دریابند آنچه آنان میگذرانند، زندگی نیست؛ مُردن تدریجی است.

باری، این رمان نوعی “خود- زندگی نامه” است و از یک تجربه ی ارزنده ی واقعی در زندگی نویسنده خبر میدهد و به همین دلیل، از “زاویه ی دید اول شخص” نقل می شود و “رمان” به معنی دقیق اصطلاحی نیست و باز به همین دلیل نقش “تخییل” یا عنصر ذهنی و زیبایی شناسی یا آنچه به آن “فیکشن” ((fiction میگویند، در آن ناچیز و عنصر واقعیت عینی و گزارشگری اجتماعی – تاریخی نیرومندتر است و اگر قرار بود آن را “رمان” بدانیم، حتماً “رمان رشد” ( (bildungsromanنامیده می شد. نخست باید دلایلی برای بیزاری از زندگی در جامعه ای نژادگرا وجود داشته باشد تا سپس گروهی تصمیم بگیرند از این وضعیت رهایی یابند.

سران جامعه ی کره ایها، عده ای متوهّم بودند اما خبرنگاران به شکل عجیبی ساده لوحانه رفتار میکردند. معلوم بود که معلمها هم از نقش او به عنوان “رهبر کبیر” ملتی نوظهور، احساس غرور میکردند. آنچه نویسنده در این روایت از وضعیت اجتماعی ـ سیاسی کره ی شمالی می نویسد، کاملاً مستند است و من میکوشم با بهره جویی از پژوهشنامه ای با عنوان “چگونه کره ی شمالی میخواهد با تهدید جنگ هسته ای خود را از شر حقوق بشر راحت کند” (The Government Facilitation of North Korea’s Human Rights Abuses by the Threat of Nuclear War) نوشته ی “کیم ک.

این رمانِ خود- زندگینامه ای را “فرشاد رضایی” به فارسی برگردانده است و نخستین خطای غیر قابل بخشایش او، تغییر عنوان یک اثر ادبی است. افزون بر این، نویسنده خوب میدانسته که گذر از رود، بن مایه ای اسطوره ای است که به آن “تک اسطوره” (monomyth) میگویند و آنکه از دریا یا رودخانه ای میگذرد، دارد یک مرحله ی “ورود” یا “تشرّف” ((initiation را پشت سر می نهد تا سفر خود را به سوی تکامل و رسیدن به تمامیت روانی آغاز کند.

مثلاً حضرت “موسی” از رود “نیل” میگذرد تا مأموریت خود را برای آزاد سازی قوم به بردگی افتاده اش در “مصر” متحقق کند یا “داراب” نوزاد در “دارابنامه ی طُرسوسی” از “دجله” میگذرد تا در چهارده سالگی به پهلوانی رهایی بخش تبدیل شود؛ یا “رستم” و “کیخسرو” در چشمه و رودی سر و تن می شویند، تا از نو در هیأتی تازه متولد شوند. زمانی که گیلگمش با تنها انسانهای جاودان روبهرو شد ودر امتحان شکست خورد، کسی که از او حمایت کرد،همسراوتناپیشتیم بودکه شوهرش را ترغیب کرد که گیاه حیات را به قهرمان بدهد. در بخش سوم به تحلیل روند تغییرات آماری دبی و رسوب دو حوضه نکا و تجن پرداخته شد.

مقادیر بالای دبی حداکثر برخلاف ارتفاع رواناب که مقادیر بالای آن بیشتر در پایین دست حوضه است، تقریباً در قسمت­های مختلف حوضه پراکنده است و علت آن دخالت دادن نقش مساحت در ضریب رواناب می­باشد. الگوی جریان و فرسایش و رسوبگذاری اطراف آبشکنها تابع عوامل مختلفی است که از آن جمله میتوان به نوع آبشکن، شکل هندسی مقاطع، ظرفیت حمل رسوب و غیره اشاره نمود. زاینده رود شهرکرد در ابتدای مسیرش در استان چهارمحال و بختیاری از مناطق مختلفی از جمله قراقوش، شهرستان سامان، چم چنگ، چم خلیفه، قراقوش، قوچان، گرمدره، مارکده، چراخانی، صادق آباد، هوره، دشتی و سواد جان عبور میکند.

دیدگاهتان را بنویسید